معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
هویت ملی در سپهر فرهنگی ایران، نه برپایه حذف تکثرها، که بر مدار هم افزایی خرده فرهنگ های اصیل استوار است؛ منظومه ای که در آن، اثری چون «حیدربابایه سلامِ» شهریار، فراتر از یک سروده بومی، به مثابه پلی میان «خاطره محلی» و «هویت ملی» عمل می کند.
هویت ملی در سپهر فرهنگی ایران، نه برپایه حذف تکثرها، که بر مدار هم افزایی خرده فرهنگ های اصیل استوار است؛ منظومه ای که در آن، اثری چون «حیدربابایه سلامِ» شهریار، فراتر از یک سروده بومی، به مثابه پلی میان «خاطره محلی» و «هویت ملی» عمل می کند. این نگاه جامع نگر، با پیوند زدن ارادت خالصانه به اهل بیت(ع) با آموزه های وحدت آفرین، شهریار را به نمادی از دیپلماسی فرهنگی و گفت وگوی تمدنی تبدیل کرده است که می تواند با عبور از رویکردهای تک بعدی، راهکارهایی عمیق برای مقابله با افراط گرایی و نفرت پراکنی در جهان اسلام ارائه دهد.
در همین راستا، در گفت وگو با اسماعیل بهرامی دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان، ضمن واکاوی ابعاد فراملی و تربیتی آثار استاد شهریار، به بررسی ضرورت بازخوانی این منظومه فرهنگی پرداخته ایم. ایشان با تأکید بر اینکه بزرگداشت شهریار باید فرصتی برای بازتعریفِ پیوند میان «ایران دوستی، معنویت و وحدت اسلامی» باشد، استدلال می کنند که ادبیات می تواند با بهره گیری از زبان عاطفه و هنر، به ابزاری راهبردی برای انتقال مفاهیم دینی به نسل جدید و ایجاد یک «سرمایه گفت وگویی» پویا در جهان اسلام تبدیل شود.
شعر و ادبیات فارسی را باید یکی از مهم ترین حافظه های تاریخی و فرهنگی ملت ایران دانست. در طول قرن ها، بسیاری از عناصر هویت ایرانی، از زبان و تاریخ گرفته تا آیین ها، ارزش های اخلاقی و احساس تعلق به سرزمین، از طریق شعر و ادبیات به نسل های بعد منتقل شده است. این ظرفیت در جهان معاصر که با هجمه های فرهنگی و گسترش الگوهای مختلف هویتی مواجه هستیم، اهمیتی دوچندان پیدا می کند.
ادبیات فارسی در عین پاسداری از هویت ایرانی، هیچ گاه در تقابل با آموزه های اسلامی قرار نداشته است؛ بلکه بخش مهمی از شکوفایی آن در پیوند میان فرهنگ ایرانی و معارف اسلامی شکل گرفته است. آثاری همچون شاهنامه، آثار فردوسی، سعدی، مولانا، حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی نشان می دهد که مفاهیمی مانند عدالت، آزادگی، کرامت انسان، اخلاق، توحید، محبت، ایثار و مقابله با ظلم چگونه در فرهنگ ایرانی و اسلامی درهم تنیده شده اند.
بنابراین، شعر فارسی می تواند در برابر یکسان سازی فرهنگی، نقش «هویت ساز» داشته باشد؛ البته مشروط بر اینکه این میراث را صرفاً به عنوان آثار تاریخی معرفی نکنیم، بلکه آن را با مسائل و نیازهای نسل امروز پیوند بزنیم. اگر جوان امروز بتواند مفاهیم موجود در شعر فارسی را در موضوعاتی همچون مسئولیت اجتماعی، خانواده، اخلاق، امید، وطن دوستی و معنویت بازخوانی کند، ادبیات از یک میراث گذشته به یک سرمایه زنده برای آینده تبدیل خواهد شد.
یکی از ویژگی های ممتاز شعر فارسی این است که اخلاق و معنویت در آن غالباً با زبان زیبایی و عاطفه بیان شده است. شاعرانی مانند مولانا، سعدی، حافظ، عطار و بسیاری دیگر، مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی را به گونه ای بیان کرده اند که مخاطب نه فقط از طریق عقل، بلکه از مسیر احساس و زیبایی با آن ارتباط برقرار می کند.
از این منظر، شعر می تواند ابزار مؤثری برای خودسازی و تقویت سبک زندگی دینی باشد. مفاهیمی مانند مبارزه با نفس، تواضع، صداقت، محبت، گذشت، خدمت به مردم، پرهیز از دنیاطلبی و توجه به خداوند، هنگامی که در قالب شعر و هنر ارائه می شوند، قابلیت نفوذ بیشتری در ذهن و دل مخاطب دارند.
البته نباید انتظار داشت که شعر به تنهایی همه مسائل فرهنگی و اخلاقی جامعه را حل کند. مسئله اصلی، ایجاد یک منظومه فرهنگی است که در آن شعر، ادبیات، آموزش، رسانه، مسجد، مدرسه، دانشگاه و خانواده در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
اتحاد نهادهای فرهنگی و دینی می تواند این میراث مشترک را از حالت مناسبتی خارج کند. برگزاری نشست های تخصصی، تولید محتوای ادبی برای نوجوانان و جوانان، استفاده از شعر در برنامه های فرهنگی و تربیتی، تولید آثار هنری و رسانه ای براساس مضامین عرفانی و اخلاقی و حمایت از شاعران جوان، می تواند موجب شود این گنجینه عظیم دوباره وارد زندگی روزمره مردم شود.
برکت چنین همکاری آن است که دین و فرهنگ به جای آنکه دو حوزه جدا از هم تلقی شوند، ظرفیت های یکدیگر را تکمیل کنند؛ یعنی معارف دینی به زبان هنر و ادبیات برای نسل جدید قابل لمس تر شود و ادبیات نیز از پشتوانه عمیق معنوی و اخلاقی فرهنگ اسلامی بهره ببرد.
«حیدربابایه سلام» شهریار یکی از نمونه های برجسته ادبیاتی است که توانسته یک تجربه کاملاً بومی و شخصی را به یک تجربه جمعی و انسانی تبدیل کند. یکی از مهم ترین عوامل ماندگاری این اثر، صداقت عاطفی آن است. شهریار در این شعر به گذشته، زادگاه، طبیعت، خاطرات کودکی، مردم و فضای فرهنگی محل زندگی خود باز می گردد و همین صداقت باعث شده مخاطب نیز خاطرات و دلتنگی های خودش را در آن پیدا کند.
عامل دیگر، استفاده از زبان و فرهنگ آذربایجانی و پیوند آن با خاطرات و زیست مردم منطقه است. «حیدربابایه سلام» نشان می دهد که علاقه به زادگاه و فرهنگ بومی نه تنها در تعارض با هویت ملی نیست، بلکه یکی از پایه های آن است. انسان زمانی می تواند با مفهوم بزرگ تری مانند ایران ارتباط برقرار کند که ریشه های محلی، زبانی، تاریخی و فرهنگی خود را نیز بشناسد و محترم بشمارد.
از سوی دیگر، مضامین اثر محدود به جغرافیای آذربایجان نیست. دلتنگی برای کودکی، عشق به خانه و زادگاه، احترام به پدر و مادر، خاطرات روستا، طبیعت، دوستان و انسان های گذشته، مضامینی جهانی هستند. به همین دلیل مخاطب می تواند فارغ از زبان و محل تولد، با عاطفه موجود در اثر ارتباط برقرار کند.
برای بهره گیری از این ظرفیت در تقویت هویت ملی، باید به یک اصل توجه کنیم: هویت ملی از تکثر فرهنگی عبور می کند، نه از حذف آن. معرفی فرهنگ آذربایجان، شعر شهریار و دیگر فرهنگ های بومی ایران در کنار یکدیگر، می تواند تصویری واقعی تر و عمیق تر از ایران فرهنگی به نسل جوان ارائه دهد.
همچنین می توان از ظرفیت «حیدربابایه سلام» در آموزش ادبیات، تولید فیلم و مستند، موسیقی، پویانمایی، برنامه های نوجوانان و پروژه های میان فرهنگی استفاده کرد. این اثر می تواند پلی باشد میان «خاطره محلی» و «هویت ملی».
یکی از ابعاد مهم شخصیت شهریار، ارادت عمیق او به اهل بیت(ع) و حضور مضامین دینی و ولایی در شعر او است. در کنار این ارادت، در آثار شهریار ظرفیت قابل توجهی برای تقریب دل ها و تأکید بر مشترکات مسلمانان دیده می شود. این ویژگی در جهان امروز که افراط گرایی، خشونت و اختلافات مذهبی و قومی گاه به ابزار دشمنی میان جوامع تبدیل می شوند، اهمیت ویژه ای دارد.
پیام اصلی در این زمینه می تواند این باشد که محبت به اهل بیت(ع) و پایبندی به هویت مذهبی، الزاماً به معنای نفی دیگران نیست؛ بلکه می تواند زمینه ای برای اخلاق، کرامت انسانی، محبت و گفت وگو میان مسلمانان باشد. میراث ادبی شهریار ظرفیت آن را دارد که بر نقاط مشترک مسلمانان، به ویژه محبت به پیامبر اکرم(ص) و خاندان ایشان، تأکید کند و از ادبیات برای نزدیک تر کردن دل ها بهره بگیرد.
در شرایط امروز، باید از شعر شهریار صرفاً به عنوان یک میراث ادبی یاد نکنیم؛ بلکه آن را به عنوان یک «سرمایه گفت وگویی» نیز ببینیم. می توان با ترجمه و معرفی اشعار دینی و وحدت بخش او در کشورهای مختلف اسلامی، برگزاری همایش های مشترک میان شاعران و اندیشمندان مذاهب اسلامی، تولید آثار هنری و رسانه ای و استفاده از ظرفیت شعر در برنامه های فرهنگی بین المللی، این پیام را تقویت کرد.
مقابله با افراط گرایی نیز صرفاً با اقدامات امنیتی و سیاسی امکان پذیر نیست؛ بلکه نیازمند مبارزه فرهنگی با اندیشه نفرت، تکفیر و دیگری ستیزی است. ادبیات می تواند در این میدان بسیار مؤثر باشد، زیرا به جای خطاب مستقیم و شعاری، از مسیر عاطفه و زیبایی با انسان ارتباط برقرار می کند.
به نظر من، یکی از مهم ترین درس های شهریار برای امروز این است که می توان عمیقاً به فرهنگ، زبان، سرزمین و باورهای دینی خود تعلق داشت و در عین حال برای وحدت، همزیستی و کرامت دیگر انسان ها احترام قائل بود. این نگاه می تواند برای جامعه امروز ایران و جهان اسلام بسیار راهگشا باشد.
در نهایت، بزرگداشت شهریار نباید صرفاً بزرگداشت یک شاعر باشد؛ بلکه فرصتی است برای بازخوانی یک منظومه فرهنگی که در آن «ایران دوستی، معنویت، اخلاق، محبت به اهل بیت(ع)، توجه به فرهنگ های بومی و وحدت اسلامی» می توانند در کنار یکدیگر قرار گیرند. اگر بتوانیم این مفاهیم را با زبان نسل جدید و ابزارهای رسانه ای امروز بازتولید کنیم، شعر شهریار و میراث شعر فارسی همچنان می تواند در ساختن آینده فرهنگی جامعه نقش آفرین باشد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}